تبليغاتX
گل سنگ

shaghayegh56

شقایق

shaghayegh56

http://shaghayegh56.blogfa.com

گل سنگ

گل سنگ -

گل سنگ

بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟
برای خوب دویدن چقدر باید داد؟

به بارگاه خدا می برند روح مرا
برای دیر رسیدن چقدر باید داد؟

درون گور، خودم را بچشم می بینم
در آرزوی ندیدن چقدر باید داد؟

مرا از این قفس زندگی رها نکنید
بخاطر نپریدن چقدر باید داد؟

بدان که گرگ صفت نیستم ، من انسانم
ولی برای دریدن چقدر باید داد؟

در این زمانه که نان آبروی انسانهاست
برای قلب خریدن چقدر باید داد؟

صدای پای نبودن، صدای قلب من است
برای نغمه شنیدن، چقدر باید داد؟

درون سینه اگر جای زندگی خالی ست
بگو برای تپیدن چقدر باید داد؟

گل سنگ

گل سنگ

 

لا لا لا لا نخواب سودي نداره همون بهتر که بشماري ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه که ماه غصه اش نشه تنها بيداره

لا لا لا لا نخواب ميدون جنگه دست هر کي مي بيني يه تفنگه

يه عمره دور چشماش گشتم اما نفهميدم که اون چشما چه رنگه

                     بشين بازم دعا کن واسه اونکه ما رو اينجا گذاشت تنهاي تنها

 

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره ،خدا مي دونه که حالش چه جوره

توي خلوت مي گم اينجا کسي نيست خدايیش که دلم خيلي صبوره

لا لا لا لا نخواب تيره اس چراغم مثه آتشفشان مي مونه داغم

به جون گلدونا کم غصه اي نيست هزار شب شد نيومد باز سراغم

 

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نيست دل ديوونه داشتن که خطا

مي گن دست از سرش بردار نمي شه آخه عاشق شدن که دست ما نيست

 

لا لا لا لا نخواب تنها مي مونم کمک کن قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزيزم مگه من مثله اون نامهربونم

 

لا لا لا لا نخواب سرما تو راه هميشه عمر خوشبختي کوتاه

ميگن با يه فرشته اونو ديدن دروغه جون دريا اشتباه

                 لا لا لا لا نخواب تنهايي زرده اگه طولاني شه مثله يه در

اگه چشم انتظار باشي که هيچي دروغ مي گي به دل که بر ميگرده

 

لا لا لا لا نخواب اشکت ذلاله مثه بارون، پاي نخل وصاله 

منو تو هم شب و هم قلبو کشتيم ولي اون چي چقدر اون بي خياله

 

لا لا لا لا نخواب دنيا خسيسه واسه کم آدمي خوب مي نويسه 

يکي لبهاش تو خوابم غرق خنده اس يکي پلکاش تو خوابم خيسه خيسه

 

لا لا لا لا نخواب اينجا سياهي پره اما تو تنگ قصه ماهي

اوني که ماها رو بيدار نگه داشت الهي خواب باشه الهي

لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه بشين انقدر تا که خورشيد بتابه

زموني که يقين کردي بيدار شد  بخواب با ياد عکسي که تو قابه

لا لا لا لا بخواب بيداره حالا ديگه بايد بخوابي پس لا لا لا لا

 

بخواب ديگه تو مي توني بخوابي ببين خورشيد اومد بالاي بالا

لا لا لا لا اينم بود سرنوشتم اين از امروزم و اين از گذشتم

 

 

|+| نوشته شده توسط شقایق در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 21:11 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ