گل سنگ
آسمانم!!!

آسمان اشک مریز
دست من پر شده از آب دو چشم
صورتم پر شده از آتش خشم
ز چه می نا لی تو!؟
اشکها مال من است
باد و باران اگر چه ز توست
ولی...
آه و دلتنگی قبل از باران همگی مال من است
من زاده دامان غمم! هیچ کسم نیست
جز اشک در این غمکده فریاد رسم نیست
ای درد بیازار مرا هرچه توانی
خوش باش که می میرم و کس داد رسم نیست
|+| نوشته شده توسط شقایق در شنبه سی ام تیر 1386 و ساعت 12:39 |


