![]() |
![]() |
|
|
کاش بودی و دل تنهایم را از این تنهایی به در می کردی! کاش بودی تا به همراهیت این مسیر را می پیمودم، شاید محبتم تو را افسون می کرد!!! کاش می توانستم برایت عشق را معنا کنم و کاش تو می گذاشتی که من بگویمت:دوستت دارم عزیزم! آن روز که داشتم دوست داشتنت را حک می کردم بر روی قلبم، نمی دانستم بری از احساسی! با تمام احساس و علاقه حک شدی بر قلبم، ولی افسوس تو نبودی و نیستی!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط شقایق |
|
|
دلم را سنگ بستم لال کردم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 شهریور1387ساعت 7:38 بعد از ظهر توسط شقایق |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهاترين ماندم , وقتي تو رفتي
زخم زمين ماندم , وقتي تو رفتي افسرده حالم و آرام! چون خلوت مرداب من بي طنين ماندم،وقتي تو رفتي بر شانه هايم ريخت برف زمستاني سرد و غمين ماندم,وقتي تو رفتي دلگير دلگيرم از کوچه ها , از شهر بي همنشين ماندم , وقتي تو رفتي.... تنهاترين ماندم وقتي تو رفتي … |
|
RSS
|