![]() |
![]() |
|
|
بعد از آن سيب من آدم شدهام مي داني !؟ باخيالات تو همدم شده ام مي داني ؟! تشنهي خاطره انگيز ترين بارانم تشنهي اشک چو شبنم شده ام مي داني !؟ اي سحر ! پشت شب پنجره هامان گل کن ! بي تو مثل شب عالم شده ام مي داني !؟ بي تو از هر چه بهار است دلم مي گيرد بي تو عطر گل مريم شده ام ! مي داني !؟ ***** باز هم سيب نگاهي به تعارف بنشين ! به خدا باز من آدم شده ام مي داني !؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 16 شهریور1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط شقایق |
|
|
-------دلم فریاد می خواهد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 شهریور1386ساعت 2:51 بعد از ظهر توسط شقایق |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهاترين ماندم , وقتي تو رفتي
زخم زمين ماندم , وقتي تو رفتي افسرده حالم و آرام! چون خلوت مرداب من بي طنين ماندم،وقتي تو رفتي بر شانه هايم ريخت برف زمستاني سرد و غمين ماندم,وقتي تو رفتي دلگير دلگيرم از کوچه ها , از شهر بي همنشين ماندم , وقتي تو رفتي.... تنهاترين ماندم وقتي تو رفتي … |
|
RSS
|