![]() |
![]() |
|
|
باز دو تا چشم منتظر خیره شدن به آسمون اون ستاره كه بدون نام ِ و نشون پيش غم تنهاييام ستاره ها چقدر كم اند از سر دلخوشي دارن به همه چشمك ميزنند غافل از اينكه اين پايين قلبي اسير ماتمه حسرت و غصه هاي اون قدر تموم عالمه شيشه صبروحوصله اش شكسته با سنگ عذاب روزاي شاد و رنگيش هم يه سر شده تاروخراب ديگه نمونده دلخوشي واسه دل اسير غم مهم اسير بودنشه فرق نداره زياد يا كم فكر ميكني نبودنت كم درديه نه به خدا تحملش سخته واسم تحمل جداييها نمي دونم كه آسمون ابريه يا دو چشم من نميذارن ببينمت ستاره قشنگ من حالام نه آرومه دلم نه خواب به چشمونم مياد دلم داره داد ميزنه ميگه فقط تورو ميخواد چي بهش بگم آروم بشه دست از سر من برداره چي ميشه گفت به قلبي كه براي تو بي قراره؟؟ باز هم تا نزديك سحر ستاره ها رو ميشمرم تو آخرين ستاره اي كه دل به عشقش ميسپرم ميخوام يه چيزي رو بگم دلم ميخواد خوب بدوني دنيا م اگه تموم بشه بازم تو قلبم مي مونی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 دی1385ساعت 0:19 قبل از ظهر توسط شقایق |
|
|
تو ماه آسمانم باش هرشب
سرشک ثابت و سیار با من
تو مهر خویش را هر ذره کم کن
همه شب گریه بسیار با من
از تو مهربون تر کجا میتونم پیدا کنم تا دردهام رو باهاش در میون بزارم و زخمهای دلم رو پیشش بشمارم؟از تو آیینه تر کیه تا بتونه هزار توی روحم رو به من نشون بده بدون اونکه سرزنشم بکنه؟ نازنینم!دوستت دارم اما نمیدونم چرا هیچ کلمه ای به دادم نمیرسه تاهمه احساسمو بیان کنم برات. منو ببخش بخاطر تمام نامه هایی که برات ننوشتم! منو ببخش بخاطر تمام حرفهایی که بهت نزدم ببخش بخاطر تمام لحظه هایی که به یادت نبودم ببخش به خاطر تمام نامهربونیهایی که کردم...بخاطر تمام دلهایی که شکستم. ...بخاطر تمام کوتاهی هایی که کردم...بخاطر اشکهایی که نریختم.منو ببخش! بهترینم!صدامو ببخش!لبهامو ببخش!اشکهامو ببخش! نازنینم!ازت ممنونم که گلها رو همسایه دائمی من قرار دادی تاروزای خوشبوی ازل رو فراموش نکنم.ازت ممنونم که هر روز و هر شب پشت پنجره اتاقم می آیی و منو با خودت میبری تا آسمون... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 دی1385ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط شقایق |
|
|
یه دل دارم خدا داره زمین داره هوا داره
من براي تو مينويسم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 دی1385ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط شقایق |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهاترين ماندم , وقتي تو رفتي
زخم زمين ماندم , وقتي تو رفتي افسرده حالم و آرام! چون خلوت مرداب من بي طنين ماندم،وقتي تو رفتي بر شانه هايم ريخت برف زمستاني سرد و غمين ماندم,وقتي تو رفتي دلگير دلگيرم از کوچه ها , از شهر بي همنشين ماندم , وقتي تو رفتي.... تنهاترين ماندم وقتي تو رفتي … |
|
RSS
|