![]() |
![]() |
|
|
این ترانه بوی نان نمیدهد بوی حرف دیگران نمیدهد سفره دلم دوباره باز شد سفره ای که بوی نان نمیدهد نامه ای که ساده و صمیمی است بوی شعر و داستان نمیدهد: ...با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان نمیدهد کاش این زمانه زیر و رو شود روی خوش به ما نشان نمیدهد وسعتی به قدر جای ما دو تن گر زمین دهد ُزمان نمیدهد فرصتی برای دوست داشتن نوبتی به عاشقان نمیدهد هیچ کس برایت از صمیم دل دست دوستی تکان نمیدهد هیچ کس به غیر ناسزا تو را هدیه ای به رایگان نمیدهد کس ز فرط های و هوی گرگ و میش دل به هی هی شبان نمیدهد جز دلت که قطره ای است بیکران کس نشان ز بیکران نمیدهد عشق نام بی نشانه است و کس نام دیگری بدان نمیدهد جز تو هیچ میزبان مهربان نان و گل به میهمان نمیدهد نا امیدم از زمین و از زمان پاسخم نه این ، نه آن...نمیدهد خواستم که با تو درد دل کنم گریه ام ولی امان نمیدهد.. قیصر امین پور
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط شقایق |
|
|
به نام خداوند مهربان و بی منت
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت سرخم می سلامت شکند اگر سبویی
حافظ
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 9 خرداد1385ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط شقایق |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تنهاترين ماندم , وقتي تو رفتي
زخم زمين ماندم , وقتي تو رفتي افسرده حالم و آرام! چون خلوت مرداب من بي طنين ماندم،وقتي تو رفتي بر شانه هايم ريخت برف زمستاني سرد و غمين ماندم,وقتي تو رفتي دلگير دلگيرم از کوچه ها , از شهر بي همنشين ماندم , وقتي تو رفتي.... تنهاترين ماندم وقتي تو رفتي … |
|
RSS
|